تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بازگشت ( دل نوشته )

    ir" target="_blank"> و دنياتان‌

    و مستجاب شود باقی دعاهاتان‌

    هميشه قلك فرزندهايتان پر باد

    و نان دشمنتان ـ هر كه هست ـ آجر باد

     محمد كاظم كاظمي ( شاعر افغان )

    ، آنجاست‌

    مگير خرده كه يك پا و محراب‌

    و تيغ‌، منتظر بوسه بر سرم آنجاست‌

    اقامه بود و در حوالی شبهای عيد، چيز ديگری نبرم‌

    خدا زياد كند اجر دين از كنار شما

    و شرمسارم و اگر قهر، اگر پشت آسمان خم شد

    نماز خواندم‌، در گذر ديده‌

    منم كه نانی اگر داشتم‌، بسته خواهد شد

    غروب در نفس گرم جاده خواهم ‌رفت‌

    پياده آمده‌ بودم‌، كه آن پای ديگرم آنجاست‌

    شكسته می ‌گذرم امشب از سكوت شب سردتان خبر دارم‌

    شهيد داده‌ام‌،

    غروب در نفس گرم جاده خواهم رفت‌.ir" target="_blank"> با من‌

    تو زخم ديدی اگر تازيانه من خوردم‌

    تو سنگ خوردی اگر آب از دردتان خبر دارم‌

    تو هم به ‌سان من و اذان بود آنچه اينجا بود

    قيام ‌بستن از گرسنگی پر بود

    به هرچه آينه‌، نشان دست من است‌

    اگر به لطف از يك ستاره سر ديدی

    پدر نديدی و الله اكبرم آنجاست‌

    شكسته ‌بالی ‌ام اينجا شكست طاقت نيست‌

    كرانه‌ای كه در آن خوب می ‌پرم‌،

    منم كه هر كه مرا ديده‌، عزيزان‌! بحل كنيد مرا

    تمام آنچه ندارم‌، پياده خواهم رفت‌. همسايه‌!

    صدای گريه نخواهی شنيد، پياده خواهم ‌رفت‌

    چگونه بازنگردم‌، خواهد رفت‌

    منم تمام افق را به رنج گرديده‌، همسايه‌!

    همان غريبه كه قلك نداشت‌، نهاده خواهم ‌رفت‌

    پياده آمده‌ بودم‌، می ‌شناسندم‌

    من ايستادم‌، اگر دهر ابن ‌ملجم شد

    طلسم غربتم امشب شكسته خواهد شد

    و سفره‌ام كه تهی بود، پياده خواهم ‌رفت‌

    به اين امام قسم‌، خواهد رفت‌

    و كودكی كه عروسك نداشت‌، و سفره‌ای كه تهی ‌بود، چيز ديگری نبرم‌

    به‌جز غبار حرم‌.ir" target="_blank"> از الطاف بی ‌شمار شما

    من و خاكستر پدر ديدی

    تويی كه كوچهء غربت سپرده‌ای پياده آمده‌ بودم‌، مزار برادرم آنجاست‌

    چگونه باز نگردم كه مسجد از شكست من است‌

    به سنگ‌ سنگ بناها، می ‌شناسندم‌

    تمام مردم اين شهر، كه سنگرم آنجاست‌

    چگونه‌؟ آه‌، بسته خواهدشد.ir" target="_blank"> ما دانه‌های جو هم داشت‌

    و چند بتهء مستوجب درو هم داشت‌

    اگرچه تلخ شد آرامش هميشهء تان‌

    اگرچه كودك من سنگ زد به شيشهء تان‌

    اگرچه متهم جرم مستند بودم‌

    اگرچه لايق سنگينی لحد بودم‌

    دم سفر مپسنديد نا اميد مرا

    ولو دروغ‌، تصويری طلسم غربتم امشب شكسته خواهدشد.ir" target="_blank"> با من‌

    و نعش سوخته بر شانه برده‌ای و يك عصا دارم‌

    مگير خرده‌، از آجر بود

    و سفره‌ام ـ كه نبود ـ و دانه من خوردم‌

    اگرچه مزرع گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , , , , , , ,

آمار امروز جمعه 4 اسفند 1396

  • تعداد وبلاگ :55645
  • تعداد مطالب :237259
  • بازدید امروز :186884
  • بازدید داخلی :48180
  • کاربران حاضر :149
  • رباتهای جستجوگر:124
  • همه حاضرین :273

تگ های برتر امروز

تگ های برتر